این وبلاگ به سفارش جمعی از نیروهای آزادیخواه در درون نیروهای مسلح ساخته شده است . هدف از ایجاد این وبلاگ به عرض رساندن اخبار و اتفاقات ،ملاقات ها،رخدادها،باج دادن ها و مذاکرات پنهان جمهوری ننگین اسلامی در بیت رهبری با به تعبیر نیروهای معترض درونی خانه عنکبوت است.این وبلاگ هیچگونه وابستگی به هیچ سازمان سیاسی وحزب وجنبشی ندارد ومستقل عمل می کند.

ه‍.ش. ۱۳۹۰ بهمن ۷, جمعه

محسن رضایی و فتوای قتل فرزند

سپاه آنلاین:منابع خبری سپاه آنلاین از پشت پرده مرگ احمد رضایی مطالبی را بیان کرده اند .احمد رضایی  با نام مستعار(تام جی اندرسن) پسرسردار محسن رضایی ( سبزواررضایی میر قائد )فرمانده سابق سپاه پاسداران و دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام وقت حکومت اسلامی ایران است.

:پسر ایشان احمد رضایی در سال 1377 از ایران خارج شده و به آمریکا پناهنده شد که چکیده ای از آن را در زیر می آوریم.

در سال ۷۷بر سر زبان‌ها افتاد مبني بر اينكه پسر محسن رضايي به آمريكا پناهنده شده است همان زمان با خروج احمد رضائی از کشور مصاحبه‌هاي عجيب و خیالی منسوب به نقل از وي منتشر شد تا اينكه محسن رضايي  بعد از مدتی سکوت در جهت برخورد با شایعه سازیها زبان گشود و طی یک مصاحبه چنین بیان کرد: با احمد هم بايد مثل بقيه ايرانيان بر اساس قانون رفتار كرد.

سال 77 از گوشه و کنار به گوش میرسید که احمد رضائی همسو با مخالفان حکومت اسلامی و رسانه های ضدانقلابی و با در دست داشتن اسناد و مدارک مهم و محرمانه کشوری تحت حمایت آمریکا از ایران گریخته است....


احمد رضايي از يادها رفت تا سال ۸۴  وي به كشور بازگشت . احمد همسر ايراني‌اش را طلاق داد
و با يك دختر آمريكايي ازدواج كرد و پس از مدتي او را نیز طلاق داده وبا یک خانم كره‌اي تبار ازدواج كرده است. و از همسر کره‌ای‌اش دارای یک  دختر هشت ساله است که در حال حاضر در آمریکا ساکن است .  بازگشت احمد رضايي و  مشغول به كار شدن در مجمع تشخيص مصلحت نظام در سکوت خبری اتفاق افتاد، اما خروج دوباره وی از كشور مدتی  در رسانه‌ها به لید اخبار تبدیل شد و رضائی پدربازهم در تکاپو  براي بازگرداندن وي با استفاده از سيستم‌هاي اطلاعاتي شد. تا اينكه  خبر مشکوک درگذشتش در يك هتل در دبي منتشر شد و همگان در بهت و حیرت فرو رفتند. 

هتل گلوریا محلي كه فرزند ارشد محسن رضايي پس از سال‌ها زندگي پر فراز و نشيب به طور مرموزی در آن جان باخت .

در جهت توضیح پاره ای از جزئیات به عرض میرسانیم:

محسن رضایی در سالهای اخیر در کشورهای حاشیه خلیج فارس تحت عنوان شرکت های جعلی با کمک فرزند ارشد خود احمد رضایی از در آمد های کلان از طریق کلاهبرداریهای بزرگ بر خوردار بود از آنجا که تیم هایی از سپاه وارتش در این فساد با وی شریک شده بودند ودستهای پشت پرده نظام درصد های کلانی از بودجه های مملکتی را با کمک محسن رضایی در معاملات خارجی وپول شویی عظیمی به سرکردگی وی سهیم شدند که ناگهان ورق برگشت و از مراجعت رضایی پسر به ایران نتوانستند جلوگیری کنند وبا وجودمصاحبه های جنجالی احمد رضایی با رسانه های بین المللی تعرضی به او نشد حتی طی ملاقاتی که رضائی پدر با ایت الله خامنه ای ترتیب داد تنواست امان نامه ای از شخص خامنه ای دریافت کند وتا احمد بتواند در کنار پدر در مجمع تشخیص مصلحت نظام به صورت مخفیانه مشغول به کار شود .طی این مدت دسترسی احمد رضایی به اسناد مهم نظام سهل وآسان گردید و توانست مقدار زیادی از اسناد را که تعدادی از قرار داد های پنهان حکومت ایران با دیگر کشورها بود را به دست آوردو از طرفی مشکلات مابین پدر و پسر به اوج خود رسیده بود واز گوشه و کنار شنیده میشد که مشکل به دعواهای لفظی وحتی دست به گریبان شدن کشیده شده بود که حتی در موردی با دخالت یکی از سر تیم های محافظت از محسن رضایی مانع ادامه مورد شده بودند. با اینکه احمد از مدیران فعالیت های پول شویی در خارج از کشور توسط پدر بود اما از درصد کمی از سود بر خوردار بود و موجبات ناخشنودی وی را فراهم کرده بود. داستان ادامه داشت تا اینکه احمد رضایی تحت پوشش سفر و عقد قرار داد جدیدی کشور را به مقصد امارات متحده عربی ترک کردو در هتل گلوریا دبی اقامت گزید قابل ذکر است که هتل مذکور از پر هزینه ترین وامن ترین هتل های کشور امارات است.

اما این بار احمد رضایی دست خالی نبود .قراردادها وسند هایی خطرناک از فساد  پشت پرده سرکردگان نظام حاکم بر ایران را دراختیار داشت وحتی اسناد و مدارکی بر علیه دولتمردان امارات متحده عربی که در پول شویی ها با پدر سهیم بودند را به چنگ آورده بود ووی هرگز فکر نمیکرد با اینکار ناقوس مرگ خویش را به صدا در آورده است اشتباه بعدی او انتخاب کشور برای گذران دوران خطر بود! .

طی جلسه فوق العاده ای که در حفاظت اطلاعات سپاه بر اساس مشکل مطروحه انجام شد ،به دلیل مهم و حیاتی بودن اسناد برای حکومت شرایط بیش از پیش بغرنج مینمود و از طرفی احمد مداوما تهدید به افشا گری میکرد و همیشه اسامی را ذکر میکرد و البته سوژه خبری بودن وی طی مدتی در رسانه های خارجی  ترس را برای آنها بیش تر شده بود . در  جلسه مذکور به ریاست  محس رضایی بنا بر این شد که اسناد به هرقیمتی بایدبه ایران باز گردد و رضائی پسر حذف گردد.
محسن رضایی با توجه به اینکه تمام توان خود را در برگشت او به کار بسته اما نتیجه ای در بر نداشته است و این مورد هرگز از ذهن ایت الله خامنه ای هرگز پاک نخواهد شد که با اصرار پدر امان نامه را صادر کرده است و اینبار هیچ راه فراری باقی نمانده تنها راه چاره رادر بیفوغ کردن چراغ زندگی پسرش میدید پس به ناچار طرح حذف فرزند ارشدش را امضا کرد.محسن رضایی با ایراد اینکه حفظ آبروی نظام از خانواده ام مهمتر است ودستور قتل فرزند را صادر کرد.

محسن رضایی با استفاده از تیمی متشکل از نیروهای خودش که در گذشته درکنار همکاری در فسادهای مالی دستی بر اتش ترور و جنایت نیز داشتند  با هماهنگی با سازمان امنیت امارات متحده عربی قتل فرزند خود را در دستور کار قرار داد البته ناگفته نماند این روند در نظام حکومتی ایران مرسوم بوده و هست .
تیم مذکور با استفاده از چهره دوستانه اقدام به برقرار کردن رابطه تحت پوشش مذاکره با رضائی پسر کردند  و به دیدن او در هتل گلوریای امارات رفتند و با استفاده از نقشه قبلی  دو محافظ خصوصی او در هتل  با دستور این نیروها و گروه امنیتی  اماراتی از محل خارج شدند ،و احمد تنها در مقابل آنها قرار گرفت.

پلیس امارات در گزارشی اعلام کرد احمد رضایی به دلیل مصرف  دوز بالای قرص‌های آرام بخش وضد افسردگی اقدام به خود کشی کرده در صورتی‌ که وی از هیچ بیماری روحی و روانی رنج نمیبرده و فردی کاملا سالم بوده که  خوب این جای سؤال دارد که در کنار جنازه احمد چطور یک بسته قرص آرام بخش و ضدّ افسردگی آن هم با درصد بالا وجود داشته پس از چندین روز جنازه تحویل برادر احمد شده و به ایران انتقال پیدا می‌کند .
"اما درکنار جسد احمد رضایی  پارچه ای با آیه های قرآنی پیدا شد که این پارچه نشان از دخالت نیروهای افراطی جمهوری اسلامی در لحظه مرگ او را دارد.
پلیس امارات هیچ فیلمی را از دوربین های مدار بسته هتل نشان نداده است وهمچنان بر روی ادعا و فرض خودکشی با استفاده از قرص پافشاری میکند اما روی بدن احمد رضایی تعدادی آثار سوختگی وجراحت های بسیار حاکی از شکنجه شدن و مقاومت وی در برابر متجاوزین بوده وبعد از مرگ رنگ جسد نشانه کشته شدن او با برق است. وباز بودن زنجیر درب اطاق از داخل نشان میدهد که مهمانان احمد رضایی یا پیام آورندگان مرگ را به خوبی می شناخته است.این هم سندی آشکار از جنایات دولتمردان ونظام ایران.
پاینده ایران وملت ایران

سپاه آنلاین


Mohsen Rezai and death order of his son
Sepah On Line: the sepah on line sorces have informed that the death of Ahmad Rezai was engineered behaind the courtines. Ahmad Rezai with false name of (Tom G. Anderson) sardar Mohsen Rezai's son(Sabzevar Rezai Mirghaned) the ex leader of Sepah Pasdaran who is director of benefits of the system of Islami Government
His son left iran in 1377 and immigrated to USA and was accepted as refuge
In 1377 the news of Mohesen Rezai as refuge to untied states and the rumores which followed and immaginary interviews with him in united states were published, Mohesen Rezai as to clear the rumores in one interview stated that: The law should be ecual for all Iraninas according to the constitution of the country
In that year was said that Ahmad Rezai has escaped to USA with proves and documnets and was protected by the government of USA
Until 1384 Ahmad Rezaie was forgoten and he went back to Iran.  He divorced his Iranian wife and married to an american girl, latter he divorced her and married to a girl from Corea , from this marriage he as an eight years olld girl and at presents lives in USA
When Ahmad returned and started working as a member of the commity for well being of the Government and state there was no news about him, but then again he decided to leave contry and the rummores started again agains him leaving the country, his father via the inteligence service help tried to convince his son to come back and within this time his shocking death under very suspicious circumstanses in a Hotel in Dubai was published in the media
He was found dead in Hotel Gloria his habitual residence during the past years

during the past years Mohsen Rezai has worked due to his son's business activities within the Gulf countries and has made with a great deal of capital under false companies identity and loundrying money, hands behind the screen which are mostly from the heads of the Sepah were his partners, suddenly the luck changed and he could not prevent the return of his son to the country, he obtained a safeguard letter from KLhamenei in person so he could stay in Iran and work with his father under secretly.  During this period that he worked with his father he had acsses to private documents, deeds and government contracts with other countries, it is said that the fight between the father and son was daily even they had body contacts during their arrguments that it was stopped by one of the members of thi said commity. Although Ahmad was one of the directores of money laundrying procidures for his father according to the sorces the percentage and allowance granted to him was not enough and Ahmad was very unhappy, the story was going on untill ahmad Rezai tooke a trip to Emmarat country and stayed in Hotel Glorya , we shoudl add that this hotel is one of the most expensive and benefits of a very high security system
In this trip Ahmad had not left Iran with empty hands and he had taken with him sufficient documents as proof of the curuption obout the whole system and the way it functions, the list of the name of those who were in this mafia with his father, but he did not realise that by doing so he had signed his death penalty by his own hands
The commity of safe guard of the govenment was called to an urgent and highly secret meeting, haveing back the stolen documents was crucial and highly importand to the government at large, then because the news of such act on the behalf of Ahmad Rezai was leaking to international media was makeing the subject even more dangerous. In this meeting with Mohsen Rezai as the director was decided to return the said documents back to Iran no matter what
Mohesen Rezaie had done all and everything within his power to have his son with him even getting a letter from the Leader himself as a guaranty for the safety of his son had no other way as to agree to eliminate his own eldest son
Mohsen Rezai with his own team who have been with him during his terrorist and money laundring and with the help of the Emmarat's inteligent service orderd the death of his own son.  we should add that this system and actions are not rare in the Regim of Iran
The exacution team contacted the son as friends pretending to talk about the issue, then his two body guards were sent away so he was left alone with his exacutores
The Emmarat police in a report stated that the death was produced by overdose of sleeping pils as he suffered depression, he was not suffering any illment and he was not known to have depression, any how with few days the body was given to his brother to be transport to Iran."but there was a peice of cloth founded by his body with Qoran scriptures which states that the radical pro Islamic Regim where present
The police department of the Emmarat has not provided any films from the security camaras and they admit and highly protect the fact that the death was a suicide, but on his body there were various marks of strugling and bitting which shows that he has tried to defend himself, another profe is the unchained door from inside the room, which means that he knew the visitores, apart from that the color of the body shows that he was electocuted. Here we have another proof of the crimes of the Governores of Iran
Long live Iran and Iranian Nation
Sepah On Line

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

لطفا نظر خود را در مورد این مطلب بنویسید.